یک فضانورد با لباس سفید و خطوط نارنجی که یک نقشهٔ فضایی در دست دارد و در حالت شناور — دستها و پاها کمی باز و خم — آویزان است. کلاهش شیشهٔ تیره دارد و صورتش دیده نمیشود.
حالت شناور، تفاوت این طرح با فضانوردهای ایستاده است. برای رسیدن به آن، دستها و پاها را نه صاف بلکه با خم بدوزید: هر عضو را در دو نقطه به بدن وصل کنید، یکی در محل مفصل و یکی چند میلیمتر پایینتر، تا زاویه ثابت بماند.
کلاه با شیشهٔ تیره سادهتر از کلاه شفاف است: بهجای دردسر پیدا کردن پلاستیک شفاف، دهانهٔ کلاه را با نخ مشکی یا سرمهای براق ببافید و یک هلال سفید کوچک روی آن بدوزید تا بازتاب نور را تداعی کند. همین یک هلال، شیشه بودن سطح را میرساند.
لباس فضانوردی جزئیات زیادی دارد که نباید همه را اجرا کنید. سه تا کافی است: یک نوار رنگی روی بازو، یک پنل کوچک روی سینه و یک کولهپشتی مکعبی روی پشت. بیشتر از این، در اندازهٔ چهار سانتیمتر به هم میریزد.
کولهپشتی را حتماً اضافه کنید. فضانورد بدون کوله، شبیه یک آدمک سفید است؛ کوله همان چیزی است که سیلوئت را مشخص میکند.
نقشهٔ فضایی را از یک تکه پارچه یا کاغذ فشرده ببرید و با چند خط ماژیک رویش خط بکشید. بافتن نقشه بیفایده است چون در این اندازه فقط یک مستطیل خواهد بود.
حلقهٔ اتصال را به کولهپشتی وصل کنید. اینطوری فضانورد کمی به جلو خم میشود که دقیقاً همان حالت شناور بودن در فضا را تداعی میکند.
سفید لباس را با نخ کمی خاکستری بگیرید نه سفید خالص؛ سفید خالص در عکس سوخته میشود و جزئیات لباس دیده نمیشود.
برای اینکه کولهپشتی روی پشت فضانورد سفت بماند و نچرخد، آن را از چهار گوشه بدوزید نه از دو نقطه. کولهای که فقط از بالا وصل است، با هر تکان آویزان میشود و سیلوئت را خراب میکند.
یک فضانورد با لباس سفید و خطوط نارنجی که یک نقشهٔ فضایی در دست دارد و در حالت شناور — دستها و پاها کمی باز و خم — آویزان است. کلاهش شیشهٔ تیره دارد و صورتش دیده نمیشود.
حالت شناور، تفاوت این طرح با فضانوردهای ایستاده است. برای رسیدن به آن، دستها و پاها را نه صاف بلکه با خم بدوزید: هر عضو را در دو نقطه به بدن وصل کنید، یکی در محل مفصل و یکی چند میلیمتر پایینتر، تا زاویه ثابت بماند.
کلاه با شیشهٔ تیره سادهتر از کلاه شفاف است: بهجای دردسر پیدا کردن پلاستیک شفاف، دهانهٔ کلاه را با نخ مشکی یا سرمهای براق ببافید و یک هلال سفید کوچک روی آن بدوزید تا بازتاب نور را تداعی کند. همین یک هلال، شیشه بودن سطح را میرساند.
لباس فضانوردی جزئیات زیادی دارد که نباید همه را اجرا کنید. سه تا کافی است: یک نوار رنگی روی بازو، یک پنل کوچک روی سینه و یک کولهپشتی مکعبی روی پشت. بیشتر از این، در اندازهٔ چهار سانتیمتر به هم میریزد.
کولهپشتی را حتماً اضافه کنید. فضانورد بدون کوله، شبیه یک آدمک سفید است؛ کوله همان چیزی است که سیلوئت را مشخص میکند.
نقشهٔ فضایی را از یک تکه پارچه یا کاغذ فشرده ببرید و با چند خط ماژیک رویش خط بکشید. بافتن نقشه بیفایده است چون در این اندازه فقط یک مستطیل خواهد بود.
حلقهٔ اتصال را به کولهپشتی وصل کنید. اینطوری فضانورد کمی به جلو خم میشود که دقیقاً همان حالت شناور بودن در فضا را تداعی میکند.
سفید لباس را با نخ کمی خاکستری بگیرید نه سفید خالص؛ سفید خالص در عکس سوخته میشود و جزئیات لباس دیده نمیشود.
برای اینکه کولهپشتی روی پشت فضانورد سفت بماند و نچرخد، آن را از چهار گوشه بدوزید نه از دو نقطه. کولهای که فقط از بالا وصل است، با هر تکان آویزان میشود و سیلوئت را خراب میکند.